ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )

110

جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )

تو دشوار نيست كه ميان اخبارى كه در مدح فقر رسيده - چنان كه خواهد آمد - و اخبارى كه در ذم آن وارد شده جمع كنى ، مانند اين گفتار پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم « كاد الفقر ان يكون كفرا » « بيم آن است كه فقر به كفر انجامد » . و نيز سخن ديگر او صلى اللَّه عليه و آله و سلم : « الفقر الموت الاكبر » [ 1 . ] « فقر مرگ بزرگتر است » . و قول امير مؤمنان عليه السّلام « من ابتلى بالفقر فقد ابتلى بأربع خصال : بالضّعف في يقينه ، و النّقصان في عقله ، و الرّقّة في دينه ، و قلَّة الحياء في وجهه . فنعوذ باللَّه من الفقر « . « هر كه به فقر دچار شود به چهار خصلت گرفتار شده : به ضعف در يقين ، و نقصان در عقل ، و نازكى در دين ، و كمى شرم ، پس ، از فقر به خدا پناه مىبريم » [ 2 ] .

--> چهارم : فقر نسبت به خدا كه در گفتار پيامبر عليه الصلاة و السلام : « اللَّهم أغننى بالافتقار إليك ، و لا تفقرنى بالاستغناء عنك » [ كه اين فقر عارف و زاهد حقيقى است ] و شاعر به اين معنى اشاره مىكند و مىگويد : و يعجبنى فقرى إليك و لم يكن ليعجبنى لو لا محبّتك الفقر [ و فقر به اين معنى است كه اقبال لاهورى مىگويد : چيست فقر اى بندگان آب و گل ، يك نگاه راه بين ، يك اهل دل . ] م . [ 1 ] اين گفتار به امير مؤمنان ( ع ) نيز منسوب است ( باب حكم نهج البلاغه ، 154 ) [ 2 ] از آنچه در متن و در زير نوشت سابق ( راجع به اقسام فقر ) آمده مىتوان دريافت كه مدح و ذمّ فقر به كدام يك از اقسام آن تعلق مىگيرد . با وجود اين براى روشنتر شدن فقر مذموم مىگوئيم : فقر ( نادارى و نيازمندى به حاجات زندگى ) در آدميان معمولى كه نمىتوانند صبر و قناعت پيشه كنند موجب بدخوئى و اخلاق ناشايسته مىشود و آنها را به سؤال ( گدائى ) و غفلت از خدا ، با اينكه روزى رسان در حقيقت اوست ، مىكشاند . به سبب پىآمدهاى بد فقر است كه مؤمن از فقر به خدا پناه مىبرد ( و اين فقر است كه در بارهء آن در خبر آمده : الفقر سواد الوجه في الدارين ) زيرا در شأن مؤمن نيست كه از خدا بخواهد كه او را ( اگر مىتواند خود را از عواقب فقر نگاه دارد ) فقير نسازد تا خوش بگذراند . پس اين گونه فقر علاوه بر اينكه موجب خفت و خوارى است باعث سؤال مىشود و وقتى آدمى به سؤال ( گدائى ) افتاد و از ديگرى روزى خواست به ستايش و